31.هرژه اواخر کار، از تن تن تنفر پیدا کرده بود. تاجایی که در آخرین داستان کامل تن تن (پیکاروها) شروع کرد به بازى کردن با شخصیت هاش. مثلاً تن تن که طى همه این سال ها شلوارهاى گشاد می پوشید، یک هو شروع به پوشیدن شلوار جین کرد! یا موتورسوارى می کرد و کلاً رفتارش عوض شده بود. این براى خیلى از طرفداران تن تن خوشایند نبود و خیلى ها را شاکى کرد. یکى دیگر از کارهای عجیب هرژه، بلایى بود که به سر کاپیتان هادوک آورد و به خاطر حقه تورنسل، براى همیشه از خوردن «نوشابه» (!) محبوبش عاجز شد. و این یعنى فاجعه!

 

32.هرژه علاوه بر شخصیت های ماجراهای تن تن؛ در سال ۱۹۳۵ چند شخصیت کمیک دیگر به نام های: ژو، زتی و جاکو را خلق کرد که در ۵ کتاب ظاهر شدند. اما آن ها هیچوقت به گرد محبوبیت تن تن هم نرسیدند. این کتاب ها در ایران هم منتشر شده اند.

 

33.به مناسبت هفتاد و پنجمین سال تولد هرژه، مجمع ستاره شناسی بلژیک، سیاره تازه کشف شده ای را به اسم او نام گذاری کرد؛ این سیاره بین مریخ و ژوپیتر قرار دارد.

 

34.آن پسرک چینی «چانگ»، در کتاب «گل آبى» را یادتان هست؟ شاید بدانید که او یک شخصیت واقعی و صمیمی ترین دوست هرژه بوده. «چانگ چون چن» دانشجوی نقاشی در دانشگاه بروکسل بود و در جریان نوشتن کتاب گل آبی اطلاعات خوبی به هرژه داد. ولی بعد چانگ به وطنش برگشت و تصویرگر بلژیکی سال ها از دوست عزیزش بی خبر ماند. همین شد که داستان تن تن در تبت را نوشت تا شاید با توجه به محبوبیت تن تن در دنیا، خبری از چانگ بیابد. خیلی ها اعتقاد دارند این کتاب بهترین کار هرژه است.

 

35.اما بشنوید از آن طرف، وقتی چانگ پیدایش می شود و به اصرار دوستش می رود بروکسل؛ هرژه که دچار مشکلات روحی زیادی بوده، می بیند دوتایی شان خیلی تغییر کرده اند و آن دیدار به خوبى چیزى که هرژه آرزو داشت، از آب درنمی آیدملاقات هرژه با چانگ (بعد از ۴۲ سال) پوشش خبری گسترده ای داشت؛ وقتی چانگ از هواپیما پایین آمد، ده ها دوربین و خبرنگار دور و برش بودند و او از این قضیه خیلی جا خورد

 

36.هرژه براى نوشتن و تصویر کردن هر داستان، از مدت ها قبل مطالعه و تحقیق می کرد که همه چیز تا حد امکان دقیق و واقعى باشد. حتى به لوکیشن هایى که قرار بود در کتاب باشند سر می زد و ازشان عکس می گرفت؛ مثل سفرش به اسکاتلند براى کتاب «جزیره سیاه».

 

 

 

37.در ادامه مورد قبل، آن هتل کتاب «ماجرای تورنسل» یادتان هست؟ جالب است بدانید که این هتل واقعاً همان شکلی وجود دارد و در ژنو (سوئیس) است. هرژه برای تحقیق و طرح برداری به آنجا رفته و یک شب در آن اتاقی که در داستان اتاق پرفسور تورنسل است، مانده. بعد هم دفتر هتل را امضا کرده و طرح کوچکی از تن تن را کنارش کشیده.

مدیر این هتل به خبرنگاری گفته است: «نمی دانم بعد از این همه سال، چرا همه مشتریان ما این اتاق را انتخاب می کنند و دوست دارند در آن بمانند

گویا صاحب هتل تصمیم داشته تابلو پرتره تورنسل را در آن اتاق نصب کند که بعد بی خیال شده، بی سلیقه!

 

38.ماه گذشته، سالگرد صدمین سال تولد هرژه بود. به همین مناسبت برنامه های بسیاری در کشورهای مختلف جهان انجام شده یا قرار است در سال 2007 بشود. از جمله نمایشگاهی از نقاشی ها و دست نوشته های هرژه که از بیستم دسامبر تا نوزدهم فوریه در مرکز هنری «پمپیدو» پاریس برگزار شد و در آن نامه ها و نسخه اصلی روزنامه هایی که نقاشی های هرژه در آن ها چاپ شده بودند، به نمایش عموم گذاشته شد.

 

 

39.هرژه عادت بدی داشت و آن شانه خالی کردن از مصاحبه با خبرنگاران بود. مصاحبه های Numa Sadoul با هرژه که به صورت تصویری بودند - تقریباً تنها مرجع اساسی درباره اوست که مورد استفاده تمام تحقیق هایی که راجع به هرژه انجام شده، قرار گرفته اند.

 

40.زمانی که داستان های تن تن به صورت هفتگى در نشریات چاپ می شد، با پایان هر ماجرا در بلژیک برنامه ای راه می انداختند که مثلاً تن تن بعد از درآوردن پدر دشمنان، ظفرمندانه به وطن بازمی گردد! اعلام می کردند که تن تن فلان روز مثلاً از شوروى برمی گردد و هر کس دوست دارد او را ببیند، بیاید ایستگاه قطار. بعد هنرپیشه اى را به قیافه تن تن گریم کرده و در روز موعود دور شهر می گرداندند.جماعت زیادی برای این برنامه ها جمع می شدند، خصوصاً بچه ها که می خواستند قهرمان محبوب شان را ببینند.

 

41.دو سال پیش به مناسبت هفتاد و پنج سالگی تن تن، برنامه های جالب و بی سابقه ای در اروپا برگزار شد؛ مقام های دولتی بلژیک در جشن های بزرگداشت این شخصیت کمیک شرکت کردند، وزارت دارایی بلژیک یک سکه ده یورویی با نقش تن تن و میلو ضرب کرد، نمایشگاه هایی با عنوان «هنر تن تن» در بلژیک، اسپانیا، هلند و انگلستان برگزار شد، روزنامه های بلژیک در شماره های نهم ژانویه خود مطالب متعددی درباره تن تن منتشر کردند و روزنامه فرانسوی فیگارو یک ویژه نامه 114 صفحه ای با دویست و پنجاه تصویر از تن تن چاپ کرد، دو روزنامه «لو سور» و «لو لیبر» بلژیک ویژه نامه هایی منتشر کردند و حتی هر دو روزنامه به احترام تن تن در شماره روز ۱۰ ژانویه خود هیچ عکسی نداشتند و تمام صفحات روزنامه شان را با کمیک استریپ های هرژه پر کردند و...

 

42.اتحادیه اروپا هم بیکار ننشسته و به درخواست وزارت دارایی بلژیک، پنجاه هزار سکه یادبود ۱۰ یورویی با طرح تن تن و میلو در یک طرف و نقشه قاره اروپا در طرف دیگر ضرب کرد. طرفداران تن تن برای داشتن این سکه ها ۳۱ یورو می پردازند و گذشته از این، در سال ۱۶ میلیون یورو صرف خرید تی *** ها و لیوان ها و عروسک های تن تن می کنند.

 

43.پنجاهمین سال تولد تن تن هم جشن گرفته شده بود؛ اداره پست بلژیک تمبرهای ویژه ای با تصویر این قهرمان کمیک چاپ و موزه تن تن هم در بروکسل افتتاح شد.

 

44.یکی از هواداران تن تن دست به ابتکار جالبی زده؛ این عاشق حسابی (!) کلکسیونی از تمام اتومبیل های تصویر شده در کتاب های تن تن (که اغلب سیتروئن هستند) جمع آوری کرده. خلاصه دارندگی است دیگر!

 

45.ماجراهای تن تن به پنجاه و پنج زبان دنیا ترجمه شده و کتاب هایش تا به حال بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه فروش داشته اند. تن تن و میلو حتی همین امروز هم دو میلیون نسخه در سال می فروشد.

 

46.هرژه به درخواست ناشرهای آمریکایی، چندین بار مجبور به تغییر در کتاب هایش شد؛ از همه مهم تر اینکه اغلب شخصیت های سیاه پوست کتاب تن تن در آمریکا را سفیدپوست کرد! نکته بامزه و معروف این موضوع اینجاست که حتی بعد از سفیدپوست کردن شخصیتی، باز یادش رفت که فحش های کاپیتان را عوض کند و هادوک طرف را «Negro» صدا می کند!

 

 

 

47.تن تن، میلو، کاپیتان هادوک، پروفسور تورنسل و دوپونت و دوپونط، پیش از «نیل آرمسترانگ» روی کره ماه قدم زدند! آن ها در کتاب های «هدف کره ماه» و «روی ماه قدم گذاشتیم» موفق به این کار شدند و آرمسترانگ ۱۵ سال بعد از آن ها، در عالم واقعیت.

 

48.روایت شده که پس از انتشار کتاب تن تن در شوروی که مبارزه قهرمانی با یک حکومت کمونیستی را تصویر می کند، هرژه قصد داشت کتاب «تن تن در آمریکا» را نوشته و با همین شدت به حکومت های کاپیتالیستی بتازد. اما نوشتن این کتاب با درخواست مقامات بلژیکی متوقف شد. در عوض از هرژه خواسته شد تا کتابی با عنوان «تن تن در کنگو» را نوشته و بلژیکی ها را به کار و سرمایه گذاری غربی ها در این کشور مستعمره بلژیک تشویق کند.

 

49.هنگامی که در سال ۲۰۰۲ کتاب های تن تن پس از چندین سال ممنوعیت، دوباره در چین اجازه چاپ گرفتند، ناشر چینی اسم کتاب «تن تن در تبت» را به «تن تن در تبتِ چین» تغییر داد که اشاره به دعوای قدیمی ادعای حاکمیت چین بر کشور تبت داشت. در نهایت و با شکایت بیوه هرژه و ناشر بلژیکی و البته با کمک قوانین کپی رایت، چینی ها مجبور شدند نام اصلی کتاب را به آن برگردانند.

 

50.در عوض کار چینی ها، اوایل سال میلادی گذشته «دالایی لاما» رهبر معروف تبتی ها به خاطر معرفی وطنش به مردم دنیا، از تن تن تقدیر کرده و نشان ویژه ای به این شخصیت مجازی اعطا کرد. از قدیم گفتند: موشک جواب موشک!

 

51.هرژه در سال 1939شروع به نوشتن و کشیدن «تن تن در سرزمین طلای سیاه» کرد، ولی با شروع جنگ جهانی دوم این کتاب نیمه تمام ماند. چراکه هم داستان تم سیاسی داشت و هم شخصیت بدش «دکتر مولر» یک آلمانی بود. در سال 1949 هرژه با بدبختی این کتاب را تمام کرد، چون دیگر شخصیت های مهمی مثل کاپیتان هادوک و پرفسور تورنسل وارد دنیای تن تن شده بودند و باید با کلکی آن ها را در کتاب می گنجاند!

 

52.در نسخه اولیه سرزمین طلای سیاه (چاپ 1950) درگیری فلسطینی ها با اسرائیل نشان داده می شد و نشانه های عبری در شهرهای قصه کاملا معلوم بود. اما بعداً در 1970، به درخواست ناشر انگلیسی این ها حذف و یک مملکت تخیلی عربی جای فلسطین را می گیرد. از طرف دیگر، شخصیت های عرب بر خلاف چاپ قبلی - که فقط یک سری شکل شبیه به الفبای عربی ولی کاملاً بی معنی از دهانشان بیرون می آمد - واقعاً عربی حرف می زنند.

 

53.«اسمردیس»؛ این نام شما را یاد چه چیز یا چه کسی می اندازد؟ اگر تن تن خوان قدیمی باشید، می دانید که این اسم به عنوان مترجم، روی جلد کتاب های انتشارات یونیورسال دیده می شد. درباره این که این استاد چه کسی بوده، و اصلاً زن بوده یا مرد، هیچ اطلاعی در دست نیست. اگر خبری داشتید، ما را هم بی نصیب نگذارید لطفاً!

 

54.تن تن هیچ وقت به ایران سفر نکرد، فقط در کتاب «پرواز 714» است که در فرودگاهی از تهران اسم برده می شود. در عوض یک شخصیت کمیک معروف دیگر یعنی جناب «آستریکس» سفری کوچک به ایران داشته؛ در داستان «آستریکس و قالیچه پرنده»، قالیچه پرنده آستریکس و رفقایش در ایران سقوط می کند و آن ها طی ماجراهایی، یک قالیچه دیگر از هموطنان ما می گیرند!

 

 

 

55.یکی دو سال پیش، سردبیر یکی از روزنامه های ایران که ادعای حرفه ای گری اش را تریلی هم نمی کشد، یادداشتی درباره کتاب های تن تن نوشته بود که در آن مشت مشت غلط های فاحش دیده می شد؛ این استاد که در مطلبش سعی کرده بود به زور تن تن را با سیاست پیوند بدهد، در قسمتی از نوشته اش از کتاب «تن تن در تبت» با عنوان عجیب «جست و جو در غار هیولا» یاد کرده بود! یا در جای دیگر، از «مارلین اسپایک» به عنوان کشور تن تن اسم برده بود، که می دانید این اسمی بوده که انگلیسی ها برای مولینسار (قصر اجدادی هادوک) انتخاب کرده بودند و چنین کشوری اصلاً روی نقشه جغرافیا وجود ندارد!

 

56.از این دست اشتباهات وحشتناک زیاد رخ می دهد؛ مثلاً در موردی دیگر که در همین ماه گذشته در هفته نامه ای چاپ شده، نویسنده ای که معلوم است با غیظ شدیدی دست به قلم شده، تن تن را یک «پسر موطلایی آمریکایی» معرفی کرده است!

 

57.اگر بخواهیم از بین علاقه مندان ایرانی «تن تن و میلو» سه نفر را اسم ببریم، باید به این ها اشاره بکنیم: «مزدک میرزایی» گزارشگر فوتبال، «زرتشت سلطانی» طراح تبلیغات محصولات غذایی روزانه، «حمیدرضا صدر» منتقد معروف سینما و «امیرمهدی ژوله» طناز همکار مهران مدیری. فقط نمی دانیم این سه تا، چرا چهار نفر شدند؟!

 

 

 

58.این نقل قول را هم از «مارشال دوگل» سیاستمدار فرانسوی داشته باشید: «تنها کسی که در عرصه بین المللی شبیه منه، تن تنه. چون من و تن تن آدمهای کوچکی هستیم که از قدرتهای بزرگ نمیترسیم

 

59.جالب است بدانید که علاوه بر من و مزدک میرزایی و ژنرال دوگل، «اندی وارهول» نقاش و بنیان گذار جنبش پاپ آرت هم طرفدار تن تن و قصه هایش بوده! اندی یک پرتره از هرژه کشیده است که در موزه ملی دریایی گرینویچ لندن به معرض تماشای علاقه مندان گذاشته شده.

 

60.و البته تن تن دشمن هم کم ندارد؛ سرشناس ترین کسی که چشم دیدن این شخصیت کمیک را نداشت، «آلبر کامو» بود. جمله ای از او نقل شده با این مضمون: «کتاب های تن تن به درد هیتلر می خورد اشاره این نویسنده معروف، به انگ نژادپرستانه بودن قصه های هرژه است.

 

 

 

61.از زرتشت سلطانی به عنوان یکی از هواداران تن تن نام بردیم؛ این گرافیست- موزیسین (عضو گروه راک اوهام) طرحی کشیده بود از روی جلد کتابی تخیلی با عنوان «تن تن در تهران». در این طرح تن تن، میلو، هادوک و کاستافیوره وسط ترافیک تهران بودند و برج میدان آزادی در بک گراندشان دیده می شد. مضحک این که کسی پرینت این تصویر را برای یکی از شبکه های ماهواره ای فکس کرده بود و موجب بحث مفصلی شد که خب معلوم است آقایان مثلاً اپوزیسیون چه پرت و پلاهایی در آن به زبان آوردند!

 

62.حالا که دوباره حرف از زرتشت شد، بد نیست صحبت های خودش را هم درباره تن تن و طرحش بخوانیم: « من کف تن تن هستم! هنوز هم کتاب های انگلیسی اش را می خرم و می خوانم. تن تن قسمتی از بچگی ماست. همیشه فکر می کردم اگر تن تن بخواهد بیاید ایران و تهران را ببیند، چطور می شود و چه می بیند؟ شهری پر از دود، آسمان خاکستری، ترافیک، میلو که رفته زیر ماشین و کشته شده و...!»

 

63.تلاش های بی ثمر بسیاری برای ساختن فیلمی موفق از ماجراهای تن تن و میلو شده، اما فقط مجموعه انیمیشن های ساخت صدا و سیمای بلژیک (!) مورد توجه تن تن دوستان قرارگرفته. CD این فیلم ها را می توانید کنار پیاده روها بیابید، فقط 500 تومان!

 

64.در مورد این فیلم های کارتونی بد نیست بدانید که یک ایرانی هم در ساخت شان دخیل بوده: «پرستو فریور» که در تیتراژ عوامل به عنوان: Coordinatrice de layout از او یاد شده.

 

65.«فیلیپ دوبرکا» کارگردان اروپایی که قصد داشت از ماجراهای تن تن فیلمی بسازد، موفق به این کار نشد. در عوض با اقتباسی آشکار از این شخصیت کمیک، خصوصاً از دو داستان «هفت گوی بلورین» و «گوش شکسته»، شخصیتی مشابه را در فیلم «مامور ما در ریو» (1963) آفرید؛ قهرمانی که یکی از الگوهای «استیون اسپیلبرگ» نامدار برای سر و شکل دادن به «ایندیانا جونز» و سه گانه معروفش بود.

 

66.«ژان کلود وندام» (فرانکی خودمان) گیر داده بوده که در فیلم تن تن، نقش هموطن مجازی اش را بازی کند، اما به سه دلیل موفق به گرفتن این رل نشد: اول- هیکل همچین همچین اش که اصلاً به تن تن با آن اندام قزویت نمی خورد. دوم- سن و سال اش که می دانید هم دوره «ابوالفضل پورعرب» است اما مثل او که به نقش پسرهای دم بخت علاقه دارد، ژانی جان هم دوست دارد هنوز ستاره و یکه بزن باشد. و سوم- اصلاً گروه خونش به این حرف ها نمی خورد!

 

67.این هم یک آگهی در سایتی فارسی زبان که عیناً نقل می کنیم: «23 کتاب از ماجراهای تن تن و میلو بر روی یک سی دی، با تصاویر رنگی و جذاب؛ کتاب ها اصل و به زبان انگلیسی می باشد... قیمت این سی دی بی نظیر که برای تقویت زبان بسیار مناسب می باشد، فقط 2900 تومان می باشد که با پر کردن سفارش، آن را درب (!) منزل تحویل بگیرید سپس هزینه را به مامور پست بپردازیدبله، اینجور می باشد!

 

68.این آگهی هم سال گذشته در بخش تبلیغات «همشهری جمعه» که اجناس دست دوم را معرفی می کند، چاپ شده بود: «سری کامل کتاب های تن تن و میلو، چاپ انتشاراتی یونیورسال، فقط 100 هزار تومان». با توجه به این که همه «تن تن بازها» دیوانه کتاب های یونیورسال (ناشر قدیمی کتاب های تن تن) هستند، چنین آگهی ای چندان عجیب نیست. پیشتر هم در نشریات دیگر مشابه این را دیده بودیم، شاید اولین بار در «جامه» بود...

 

69.کتاب های تقلبی تن تن هم چاپ شده؛ معروف ترین هایشان «دریاچه کوسه ها» (که از روی فیلمی به همین نام ساخته اند و در ایران هم چاپ شده) و «تن تن در تایلند» هستند که این دومی کتابی زشت است با موضوعی بی ادبی و پر از تصاویر بدبد که تن هرژه را در گور لرزانده. چهار سال پیش پلیس بلژیک گروهی که این کتاب را چاپ کرده بودند، دستگیر کرده و به سزای اعمال ننگین شان رساند. اما شایع ترین نوع تقلید، همان کشیدن روی جلد و شوخی با مکان ها و آدم های مختلف است که زحمت وطنی اش را گفتیم زرتشت سلطانی کشیده. «تن تن در عراق» تازه ترین نمونه این گونه است.

 

70.دو کتاب «کشتی اسرار آمیز» و «پرتقال های آبی» هم از روی فیلم هایی به همین نام چاپ شدند؛ کمیک نیستند و فقط چند تصویر از فیلم شان در آن ها گنجانده شده. هر دو قبلاً در ایران چاپ شده اند. یک کتاب وطنی هم داریم به نام «تن تن و سندباد» که نویسنده اش «محمد میرکیانی» به حساب خودش خواسته در آن دوست ما را تنبیه کند!

نوشته شده در تاریخ 1391/01/13    | توسط: nima faraji    | طبقه بندی: نکاتی در مورد تن تن، عکس های تن تن، کتاب های تن تن،     |
نظرات()