نكته:بیشتر این مطلب را از وبلاگ delavarmard برداشته ام.

 

 

1.وقتی هرژه ۱۸ ساله بود، در روزنامه ای به نام «قرن بیستم» شروع به کار کشیدن استریپ کرد. همانجا بود که شخصیت «توتور» (Totor) را خلق کرد، موجودی که بعدها سر و شکل جالبی پیدا کرده و تن تن نام گرفت.

 

2.چندی پیش، یک تیم تحقیقاتی در اروپا شروع به ساخت هواپیما با انرژی خورشیدی کردند که سرپرستی این تیم بر عهده نوه پرفسور تورنسل بود؛ یعنی نوه آقای Auguste Piccard که هرژه برای آفریدن شخصیت تورنسل از او الهام گرفته بود.

 

3.طبق پژوهش یک پرفسور کانادایی که در ژورنال پزشکی کانادا هم چاپ شده، تن تن مشکل هورمونی داشته! این پرفسور با مطالعه کتاب های تن تن مشاهده کرده که این شخصیت حدود ۵۰ دفعه بر اثر ضربه به سر بیهوش شده. همین امر موجب شده تن تن به مشکل کمبود هورمون رشد و همچنین hypogonadotropic hypogonadism دچار بشود و همین هم جوان ماندن تن تن، تاخیر در بلوغ و کمبود احساسات جنسی او را توجیه می کند!

 

4.گفته می شود شخصیت «راستاپوپولوس» یعنی همان یونانی خرپول، که توی کار قاچاق مواد است و دشمن اصلی تن تن به حساب می آید؛ از شخصیت «اوناسیس» ثروتمند آمریکایی که رقیب عشقی جان اف کندی بود، الهام گرفته شده.

 

5.سال گذشته دولت کنگو به نشانه اعتراض به گفته های وزیر امور خارجه بلژیک، سفیرش را از کشور زادگاه تن تن فراخواند. رئیس جمهور کنگو در اینباره گفته بود: «وزیر خارجه بلژیک، مثل تن تن رفتار کرده یعنی مثل ماجرای «تن تن در کنگو» رفتار نژادپرستانه از خودش نشان داده. ولی بعد سیاسی ها آشتی کردند و قضیه به خیر گذشت!

 

 

6.در کنار فستیوال ها، سالگردها، یادبودها و خلاصه همه برنامه هایی که هر سال به یاد تن تن در بلژیک برگزار می شود، هواداران این موجود محبوب روز ۲۶ سپتامبر هم یک مراسم ویژه دیگر دارند: سالگرد تاسیس مجله کمیک تن تن.

 

7.مجله کمیک استریپ تن تن تا سال ۱۹۹۳ هم منتشر می شد ولی بعد از چند بار عوض کردن اسم، بالاخره تعطیل شد. برخلاف انتظار، این مجله به هرژه تعلق نداشته بلکه پس از جنگ جهانی دوم که هرژه به دلیل کار کردن در زمان اشغال بلژیک توسط نازی ها، مغضوب همکاران واقع شده بود، توسط یکی از دوستانش به نام «ریموند لابلانک» راه افتاد. ماجراهای تن تن در این مجله ادامه یافته و بعد شهرت جهانی پیدا کرد. سری داستان های «بلیک و مورتیمور»، به قلم «ادگار پییر ژاکوب» همکار و دستیار هرژه، در مجله تن تن متولد شد.

 

 

8.این نقل قول را هم از «جواد مجابی» نویسنده معروف داشته باشید: «در کتاب های تن تن، قهرمان داستان در دنیای فردی اش که با منطق دنیای بزرگترها ناسازگار است، حرکت می کند. چه ماجراهایش واقعی باشد و چه خیالی، داوری اخلاقی در کار نیست. اخلاق خاص بزرگترها که بر ساخته قراردادهای اجتماعی است، راه شیطنت های او را نمی بندد. ذهن بچه به این نتیجه می رسد که تخیل حد و مرزی ندارد و تو دائماً می توانی رشد کنی و متفاوت باشی. از دیگران و حتا از خودت.» قابل توجه آن ها که به بهانه جلوگیری کتاب های مصور از خیالپردازی و خلاقیت کودکان، سال ها مانع چاپ شان شدند.

 

9.می دانستید که نسخه انگلیسی کتاب «تن تن در کنگو» خیلى کم یاب است؟ چرا؟ چون انگلیسى ها به دلیل وجود آنچه «نمادهاى نژادپرستى» در این کتاب می دانستند، آن را چاپ نکردند. بریتانیایی ها معتقد بودند در این داستان سیاه پوست ها احمق جلوه داده شده و به آن ها توهین شده است. البته این قسمت، از اولین کتاب هاى هرژه بود و می شود گفت جوانی و بی تجربگی کار دستش داد.

 

10.در سال ۱۹۹۹ میلادی، اعضای پارلمان فرانسه سر این که «آیا تن تن چپى است یا راستى؟» بحث داشتند؛ «دیدیه کوئینتین» نماینده حزب گلیست و طرفدار رئیس جمهور ژاک شیراک، با این ادعا که تن تن ضدکمونیست و ضد حکومت های کاپیتالیستی مبتنی بر درآمد نفت بوده است، سعی می کرد مواضع او را نزدیک به مواضع راست میانه حزب گلیست فرانسه اعلام کند. از طرف دیگر «یان گلو» نماینده حزب سوسیالیست نخست وزیر لیونل ژوسپن، سعی می کرد با اشاره به مواضع تن تن در مورد مواد مخدر و دیگر مواضعی که به نوعی به جهت گیری های چپ های میانه رو فرانسوی نزدیک است، او را به نفع حزب خود مصادره کند! خب البته این بحث به هیچ نتیجه قابل ذکری نرسید جز یک حاشیه دیگر برای این شخصیت معروف و کتاب داستان هایش.

 

11.در یک نظرخواهی از کاربران سایت اینترنتی رسمی تن تن؛ کاپیتان هادوک با ۶۰ درصد آرا، محبوب ترین شخصیت این مجموعه داستان ها شناخته شد و تن تن با ۲۷ و جناب پرفسور تورنسل با ۵ درصد آرا، بعد از او قرار گرفتند. میلو و دوپونت ها هم هرکدام با ۳ درصد آرا، به طور مشترک مقام چهارم را کسب کردند.

 

 

12.متوجه شدید که خیلی های دیگر درباره هادوک با شما هم عقیده اند؟ حالا این نکته را هم در مورد «مرد پیر دریاها» بخوانید: چند وقت پیش روزنامه گاردین نوشته بود که هرژه هنگام نوشتن کتاب خرچنگ پنجه طلایی (که در آن برای اولین بار هادوک ظاهر می شود) از وجود کاپیتانی به این اسم خبر نداشته. ولی بعد خبردار می شود که واقعاً یک ناخدای انگلیسی به این اسم و رسم بوده. ضمناً گفته می شود اسم او از اسم کاپیتان کشتی «المپیک» (خواهرخوانده «تایتانیک» معروف) گرفته شده. یادمان باشد هرژه را دیدیم ازش بپرسیم کدام واقعیت دارد!

 

13.چندی پیش یک داستان ناتمام دیگر هم از هرژه پیدا شد؛ او داستان این کتاب را در ۱۹۵۸ از یک نویسنده دیگر گرفته بود، ولی دو سال بعد پس از کشیدن ۸ صفحه، بی خیال کار شد. ظاهراً قرار بوده تن تن اینبار به آلمان (برلین) برود ولی به دلایلی کار را قطع کرده. شاید چون برخلاف بقیه قصه ها، داستان آن از خودش نبوده. شاید همکسی چه می داند؟

 

14.نویسنده وبلاگ tintinesque.blogspot.comکه یک طراح حرفه ای است، نکته جالبی را کشف کرده؛ او می نویسد: «به نظر من خیلى جالبه که هیچکدوم از دخترا با تن تن حال نمی کنن! من که یه دختر رو هم ندیدم که تن تن خونده باشهالبته با توجه به اینکه تن تن شدیداً پسرونه است و شخصیت دختر هم نداره، میشه درکشون کردولى حتى یه نفر؟» راست می گوید ها!

 

 

15.گویا «میلو» اسم دوست دوران بچگی هرژه بوده که به یاد آن دختر، روی همراه باوفای تن تن گذاشته شده.

 

16.دوپون ها اوایل کار در نسخه سیاه و سفید قصه ها که در روزنامه چاپ می شد، اسم نداشتند بلکه این کارآگاهان دوقلو شماره داشتند: یکى شان X-33 بود و دیگری X-33A!

 

17.اسامی کتاب های تن تن گاهی با سلیقه ناشران داخلی جور در نمی آمدند. به این ترتیب بعضی هایشان در کشور ما نام تازه ای پیدا کردند، به این شرح؛ نیلوفر آبی: گل آبی. عصای شاه اتوکار: عصای اسرار آمیز. ستاره دنباله دار: ستاره اسرار آمیز. راز تک شاخ: اسب شاخدار. گنج های راکام سرخ: گنج های راکام. زندانی های خورشید: معبد خورشید. هدف کره ماه: مقصد ماه. کاشفان در ماه: روی ماه قدم گذاشتیم. ماجرای کلکیولس: ماجرای تورنسل. تن تن و پیکاروها: تن تن و پیکارگران.

 

ضمناً تن تن در سرزمین شوراها به: «تن تن در شوروی» هم معروف است.

 

18.می دانید که هرژه اول کارش را از یک روزنامه کمیک شروع کرد و ماجراهای تن تن به صورت هفته اى یک صفحه، در آن چاپ می شد. او براى اینکه داستان هایش را هیجان انگیز کرده و خواننده ها را براى هفته آینده تشنه نگه دارد، هر دفعه سعى می کرد تن تن را در یک شرایط وخیم و خطرناک قرار بدهد. جالب اینجاست که او خیلى وقت ها حتى به فکر اینکه بعد چطور باید تن تن را از این اوضاع نجات بدهد هم نبوده؛ ولی در عرض هفته بعد و خصوصاً شب آخر، توی سر خودش می زده تا یک راه حلى براى نجات دادن تن تن پیدا کند!

 

19.آخرین کتاب هرژه یعنی «تن تن و آلفا آرت»، با مرگ او نیمه کاره ماند و انتشاراتی های معتبر دنیا هرگز اجازه چاپ دنباله آن یا کتاب سازی های دیگر را به خود ندادند. با این حال، نسخه چاپ شده از این کتاب در ایران، در حقیقت کتابی جعلیست که بر خلاف وصیت هرژه (که خواسته بود بعد از مرگش کسی ماجراهای تن تن را ادامه ندهد) ساخته شده. البته از ناشرانی که بی اجازه ناشر اصلی کتاب ها و با زیر پا گذاشتن قانون کپی رایت کتاب ها را چاپ می کنند، این دسته گل تازه چندان هم بعید نبود!

 

20.نسخه کامل شده آلفا آرت، کار یک طراح کانادایی به نام «Yves rodier» است. جالب این که او وقتی فقط ۱۷ سال داشت به این کار دست زد.

 

21.چندی پیش انتشارات «کسترمن» که ناشر کتاب های هرژه است، بالاخره از خر شیطان پایین آمد و قبول کرد که تن تن و آلفا آرت را چاپ کند، البته وفادار به وصیت هرژه و به همان شکل ناتمام اش. قبلاً این کتاب توسط ناشری دیگر و با قیمت بالا منتشر شده بود.

 

22.در مورد دیگر شاهکارهای ناشران ایرانی (جدا از حذف و تغییرات مفصل در دیالوگ ها، اسامی و بعضی تصاویر)، باید از رنگ کردن خودسرانه کتاب تن تن در سرزمین شوراها نوشت؛ اصل این کتاب سیاه و سفید است و هرژه آن را رنگ نکرده. شاید کار دختر کوچولوی جناب ناشرین باشد!

 

23.اولین ماجراى تن تن (تن تن در سرزمین شوراها) در ضمیمه کودکان روزنامه Le petit vingtieme چاپ می شد؛ هفته اى یک روز (پنجشنبه ها) و در یک صفحه. با اینکه این قسمت ضعیف ترین داستان در مجموعه کتاب های تن تن است، ولی محبوبیت آن به حدی بود که از همان روزهاى اول انتشار، در روزهایى که داستان تن تن چاپ می شد تیراژ روزنامه را چندین برابر می کردند!

 

24.بیشتر داستان سرزمین شوراها را سردبیر روزنامه شدیداً کاتولیک Le petit vingtieme که یک کشیش دوآتشه و سخت مخالف با کمونیسم بود، به هرژه دیکته می کرد. منبع دیگری که هرژه براى این کتاب استفاده کرده، کتاب Moscou sans voiles بود که آنهم شدیداً ضد شوروى و یک طرفه بود. حالا فهمیدید چرا هرژه در این داستان آنقدر به پر و پای روس ها پیچیده؟

 

 

25.هرژه یهودی، به خاطر کتاب «ستاره دنباله دار» متهم به ضد یهودی بودن شد؛ چراکه شخصیت منفی داستان در نسخه اصلی، سرمایه داری با اسم یهودی Blumenstein بود. ولی هرژه فوراً همه اتهامات را تکذیب کرده و در چاپ های بعدی، اسم بدمن قصه را به Bohlwinkel تغییر داد. بامزه اینجاست که او این اسم جدید را از نام یک شیرینی فروشی در بلژیک گرفته بود، غافل از اینکه این اسم هم یک اسم یهودی است! بعداً هم که نویسنده و تصویرگر قصه ما متوجه ماجرا شد، دیگر بی خیال شده و به کتابش دست نزد.

 

26.در نسخه اصلی همین کتاب، گروه اکتشافی اروپا (که تن تن جزو آن ها است) با گروه اکتشافی آمریکا سر زودتر رسیدن به شهابسنگ مسابقه دارند. آمریکایی ها در واقع «آدم بدها» هستند و کارهای کثیف و ناجوانمردانه ای انجام می دهند، که البته آخرش مغلوب می شوند. ولی در نسخه ای که بعداً چاپ شد، دیگر این گروه آمریکایی نیست و حتی پرچم آمریکا هم از بالای دکل کشتی شان برداشته شده و پرچم کشور تخیلی «Sao Rico» جای آن را گرفته. اگر گفتید چرا؟!

 

27.می گویند هرژه اعتقاد شدیدی به وفادار بودن و صداقت داشته است. با این وجود او زنش را رها کرد و رفت با یکی از همکارانش ازدواج کرد!

 

28.اسم اصلى هرژه، «ژرژ رمى» (Georges Remi) بود. گویا او حروف اول فامیل (R) و اسم کوچکش (G) را ترکیب کرده؛ یعنى RG که اگر با لهجه جینگول فرانسوى تلفظ کنید، خوانده می شود: Herge!

 

29.هرژه از مشکلات روحی زیادی رنج می برد، مخصوصاً وقتی که فشار کار زیاد می شد. به همین دلیل وقتی در مجله تن تن کار می کرد دوبار وسط کار و بدون اطلاع، غیبش زد! غیبت های او گاهی ماه ها و حتی یک بار بیش از یک سال طول کشید. اولین بار وسط «سرزمین طلای سیاه» و دومین بار در جریان «هدف کره ماه» بود که این اتفاق افتاد. مجله هم که نمی دانست جواب خواننده ها را چه بدهد، می نوشت که: هرژه گم شده!


 

 

30.دفعه دوم که هرژه فرار کرد، بعد از چند ماه نامه ای با یک طرح جالب فرستاد که در مجله هم چاپ شد. او در این نقاشی خود را خسته و ولو شده روی مبل نشان می داد و خستگی ناشی از کار زیاد را دلیلی برای غیبت خود ذکر کرده بود. برگشتنش هم به همین اندازه جالب بود؛ وقتی برگشت، طرحی کشیده بودن که کارآگاهان دوقلو به او دستبند زده و دارند برش می گردانند. ضمناً تن تن و باقی شخصیت ها هم هستند و هر کدام متلکی به او می اندازند!


ادامه در مطلب بعدی!

نوشته شده در تاریخ 1391/01/13    | توسط: nima faraji    | طبقه بندی: نکاتی در مورد تن تن، عکس های تن تن، کتاب های تن تن،     |
نظرات()